اسد الله معطوفى
94
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
در بين خانواده آريايى نقش جنگى و مذهبى ( پدر ) بسيار با اهميت بود . هر طايفهاى از چند تيره تشكيل مىشد و هر قبيله از چند طايفه . آريايىها رئيس قبيلهاى را كه به پادشاهى كل كشور برمىگزيدند « كوى » مىناميدند . سلسله پادشاهان كيانى شرق ايران در افسانههاى ايران باستان ريشه در همين موضوع داشتند . شاهان محلى يا « دهيوپت » كه گاهى بر چند ايالت حكم مىراندند ، در هنگام جنگ سپاه كوچكى را براى شاه بزرگ يا « خشاثيه » Kheshaethya مهيا مىنمودند . 1 آن دسته از قبايل آريايى كه از سوى شمال و شمال شرق وارد ايران شدند و بعدها حكومت پارت ( اشكاتى ) را بنيان گزاردند ، تاثيرات مهمى در روش زندگى ، هنر و آيينهاى اعتقادى محوطههاى باستانى و بومى اين نواحى برجاى نهادند . معمارى قبور ، شيوه تدفين مردگان و نهادن اشياء به همراه مردگان از جمله مواردى بود كه در مناطقى همچون سيلك ، مارليك ، تورنگتپه ، شاهتپه ، آقتپه گرگان و ساير نقاط به خوبى مشهود و يادگار همين قوم مهاجر بود . اين مهاجرين بنابر نوشتههاى متون اوستائى ، آمده بودند تا شهرهاى شادىبخش بسازند . اين شهرها 16 عدد بودند كه در منطقه شمال شرق ايران شامل : سوغده ( سغد ) ، مورو ( مرو ) ، نيسايه ( نسا ) ، هراى و ( هرات ) ، هيركانيه ( وهركان گرگان ) ، وارنا ( حدود گيلان و مازندران ) ، رگ ( رى ) و . . . بودهاند . 2 بارتولد معتقد است : « نام بعدى گرگان يعنى هيركانيا ( كه عدهاى آنرا يونانى دانستهاند ) يك كلمه خالص آريايى بوده ، بعلاوه مهاجرين آريايى از طريق سواحل گرگان به سوى جنوب ادامه طريق دادند » . 3 درونديداد اوستا بطور صريح اشاره شده كه اهورامزدا 16 مملكت مقدس را بيافريد كه وهركان ( گرگان ) نهمين آن بود . سپس در نقره 12 و باب اول مىگويد : « من اهورامزدا هستم و در مهمترين مكانها شهرهائى آفريدم كه نهمين آن خننته است كه پايتختش وهركان باشد » . 4 تعدادى از مورخين به جد تاكيد دارند كه آريايىها پس از مهاجرت و جابجائى در چند نقطه سكنى گزيدند كه قطعا يكى وارنا و ديگرى هيركان يا وهركان ( گرگان ) بود . 5 استخوان هاى تعدادى از اين مهاجران را مىتوان در گورهاى تپهحصار دامغان و تورنگتپه گرگان بدست آورد . 6 از روايات متون اوستائى و نيز شاهنامه چنين مستفاد مىشود كه آريايىها در تپورستان ( طبرستان مازندران ) و وهركانه ( گرگان ) با مقاومت مردم بومى مواجه شدند و به همين دليل هم آنها را ديو ( مردم خدانشناس ) لقب دادند . 7 سايكس معتقد است مردم